تبلیغات
اینجا فقط داستان هس - real love ep 1
 
اینجا فقط داستان هس
داستان داستان
چهارشنبه 1 خرداد 1392 :: پانته آ
با عرض سلام به بازدیدکننده های گلم
یه داستان گریه ناک آوردم
. سریالیه . اخطار اخطار نیازی به پیاز نیست همین طوری هم گریه تون میگره .
تو این وب چندتا قانون داریم : 1 - بی ادبی ممنوع . 2- بدون نظر بیرون رفتن اونم ممنوع  توهین کردن به کار بقیه اصلا و ابدا خب مرسی که به قوانین گوش میکنین . اگرم نه .بیرونننن
حالا رو گزینه more بزنید تا بقیه داستونو بخونین good bye 
ناراحت نشیدا













30 اکتبر 2013 :
 باد شدیدی می وزید . به حدی که چتر ها از دست مردم بیرون می آمد . صدای بارون گذشته را به او یادآوری میکرد.روز های شاد زندگی اش که برایش همچو بهشت بود .اما حال چه ؟ چاره ای جز آه و گریه برایش نمانده بود.احساس میکرد تا لحظاتی بعد بیدار خواهد شد اما اینگونه نبود .

8 آوریل 2012 :
_عزیزم بهت قول میدم تا ابد دوستت داشته باشم .
_لیلیانا یعنی واقعا تا ابد میخوای با من باشی ؟حوصلت سر نمیره ؟ ولم نمی کنی ؟ کسی بجز منو دوست نداری ؟
_ویلیام این چه حرفیه که میزنی؟چرا ازت خسته بشم؟من فقط تورو دوست دارم و خواهم داشت .شب و روزم  تویی .
_اگه من ولت کنم چیکار میکنی؟
_چی داااررری میگی ؟ منظورت این نیس که بهم بزنیم ؟! چون فردا جشن نامزدیمونه .
_اتفاقا منظورم اینه که جدا شیم .و به طرف اتاق به راه افتاد تا لباساشو جمع کنه .
_نرو .میدونی که من بدون تو میمیرم .نمی تونم زندگی کنم . مو تنها نذار.
_من کار خودمو میکنم . واسم اهمیتی هم نداره .
_باشه .اما یادت باشه سرنوشت جواب این کارتو میده .
_بده من که نمیترسم . مثلا میخواد این سرنوشت چی کار کنه ؟ میرم زیر ماشین؟ من که نمیترسم .
_لازم نیست وسایلتو جمع کنی .خودم میرم حالا که اینقدر ناراحتی .
_آره . چه بهتر .برو.من که احساس آرامش میکنم .
جمله ی بعدی از طرف لیلیاناست : پس به مهمون ها بگو که جشن لغو شده.و با عصبانیت در رو کوبید بهم .
 ویلیام هم روی مبل نشست  و به روز های خوبشون فکر کرد که چه راحت تموم شده بود اون هم بوسیله ی خودش و معلوم نبود لیلیانا کجاست اما میدونست داره گریه میکنه .....

1 آوریل 2012 :
ویلیام باید ولش کنی . پدر اون دختر کل سرمایه ی شرکتمونو بالا کشیده . حالا از کجا معلوم دخترش مثل خودش نباشه ؟!
_پدر من هفت ماهه که لیلیانا رو میشناسم و اون هیچ رفتار غیر عادی ای از خودش نشون نداده . لیلیانا قابل اعتماده پدر .
_ پسر سادم این کلکشه .وقتی دخترمم ثروتمونو بالا کشید. بد جور شکسته میشی .اگر باهاش بهم نزنی . میرم و دختر رو میکشم . میل خودته یا ترکش می کنی یا مرگشو میبینی .
_باشه پدر اما ماه هیچوقت پشت ابر نمی مونه .
_پسره ی عوضی تو کی هستی که پدرتو تهدید میکنی ؟ هان؟ جواب بده .
ویلیام از در رفت بیرون و رابطش رو با لیلیانا در 7 روز بعد بهم زد . یعنی در 8 آوریل
.
.
.
هه هه بقیش رو بیاید بعد بخونین
تو قسمت های بعدی ماشین میزنه به ویلیام و بعد ویلیام خودکشی میکنه . به امید دیدار




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، story،
لینک های مرتبط :
شنبه 15 اردیبهشت 1397 10:24 ب.ظ
Awesome things here. I am very happy to peer your article.
Thanks a lot and I am having a look ahead to contact you.
Will you kindly drop me a e-mail?
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 07:32 ب.ظ
I am regular visitor, how are you everybody? This article posted at
this web page is really good.
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 02:21 ب.ظ
Hi there! Someone in my Facebook group shared this site with us so I came to
give it a look. I'm definitely loving the information. I'm book-marking and
will be tweeting this to my followers! Superb blog and amazing design.
سه شنبه 29 فروردین 1396 02:01 ب.ظ
Hey there! I know this is sort of off-topic however I
had to ask. Does managing a well-established website like yours require a massive amount
work? I'm completely new to writing a blog however I do write in my diary everyday.
I'd like to start a blog so I can share my experience
and thoughts online. Please let me know if you have any recommendations or tips for new aspiring bloggers.
Thankyou!
شنبه 26 فروردین 1396 06:04 ب.ظ
The other day, while I was at work, my sister stole my
iphone and tested to see if it can survive a 30 foot drop,
just so she can be a youtube sensation. My iPad is now broken and she has 83
views. I know this is totally off topic but I had to share
it with someone!
جمعه 25 فروردین 1396 06:25 ق.ظ
Hi mates, its fantastic post concerning cultureand entirely explained, keep it up all the
time.
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:02 ق.ظ
I am curious to find out what blog system you have been working with?
I'm having some minor security problems with my latest
website and I'd like to find something more risk-free.
Do you have any recommendations?
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:26 ب.ظ
Hi to every , because I am really keen of reading this web
site's post to be updated on a regular basis. It includes nice material.
سه شنبه 21 خرداد 1392 07:23 ب.ظ
شیطنت
چهارشنبه 8 خرداد 1392 07:32 ب.ظ
نُچ ، نه، انیو،هرگز،No،Never تو داری؟ ما داریم ولی بدون زیررررررررررررررررررررر نویس راستی وبت خوبه ممزی
پانته آ اشکال نداره همونو بذارین
چهارشنبه 8 خرداد 1392 07:29 ب.ظ
بَع سلااااااااامممممممممم پانته آ رمز وب؟؟؟راسش خودمونم یادمون نیست ما هم از تارا خواستیم بگیریم توهم از اون بگیر بعد به ما بگو
پانته آ تارا با من قهره .چجورم کارمون به کتکاری کشید میخوام اسم و آپلود هام رو از تو وب بردارم
دوشنبه 6 خرداد 1392 01:13 ب.ظ
عالیه خیلی خوبه داستان نویسیت بعدامتحانامنم میشه اینجاداستان بذارم؟
پانته آ چرا نشه ؟ اونی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




سلام پانته آ مدیر وب هستم.
تو این وبلاگ فقط داستان هس . چند تا وب دیگه دارم این آدرسش :koria2013.persianblog.ir beautyfullart.persianblog.ir kimkyujong.persianblog.ir injahamechihas.blogsky.com
ss501-story11.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : پانته آ
نظرسنجی
بیشتر چه نوع داستانی می پسندین؟











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Ss501 - Because I'm Stupid
مرجع کد آهنگ : هشت شنبه بازار

سفـآرشـآتـــ میســ اِمیلے

عینک دودی